24 بهمن
-
تاریخ: 1397/2/25 ساعت: 22:07
ویرایش پنجم تمام شد. دارم صفحه بندی می کنم. دارم یاد می گیرم چطوری با ورد صفحه آرایی کتاب را انجام بدهم. چه عالی است! امروز یک ساعت ویرایش و دو ساعت صفحه بندی کردم. شانه چپم دارد می ترکد. ساعت شش است. بروم... دیگر بروم...
25 اردیبهشت 1397
-
تاریخ: 1397/2/25 ساعت: 22:07
یک سال گذشت! چه سال محشری بود. مدتهاست اینجا ننوشتم. تمرینات قصه نویسی را هم تکمیل نکردم، ولی یک کتاب نوشتم که الان تحت بررسی ارشاد است. البته اصلاحیه خورده و تنم داره می لرزه که به چی گیر دادن. بهرحال. پروژه شادی محشر بود. انجامش دادم. شاید امسال هم ادامه دادم. درود بر من!
اول جولای
-
تاریخ: 1396/4/12 ساعت: 11:50
تمام شد! بله تمام شد! خسته هستم. یکی دو هفته ای نمی نویسم تا قدری خودم را پیدا کنم. سه ماه اول سال گذشته و می خواهم اوضاع را بررسی کنم. چقدر رویابافی خوب بود. چقدر زندگی در آن دنیای خیالی خوب بود... کاش همچنان در آن سرزمین رویایی بودم.
روز 26
-
تاریخ: 1396/4/8 ساعت: 14:14
نوشتن مرا شاد می کند و تصمیم دارم امسال حسابی خودم را شاد کنم. پس این تعهدنامه را امضا می کنم:من، شهرزاد قصه گو متعهد می شوم به مدت یک سال هر روز دست کم 15 دقیقه بنویسم. تاریخ آغاز این پروژه از 18 اردیبهشت 1396 است. ابتدا تمرینات کتاب داستان نویسی را انجام می دهم و پس از آن قصه می نویسم. هر روز!نیاز...
روز 27
-
تاریخ: 1396/4/8 ساعت: 14:14
نوشتن مرا شاد می کند و تصمیم دارم امسال حسابی خودم را شاد کنم. پس این تعهدنامه را امضا می کنم:من، شهرزاد قصه گو متعهد می شوم به مدت یک سال هر روز دست کم 15 دقیقه بنویسم. تاریخ آغاز این پروژه از 18 اردیبهشت 1396 است. ابتدا تمرینات کتاب داستان نویسی را انجام می دهم و پس از آن قصه می نویسم. هر روز!نیاز...
روز 23
-
تاریخ: 1396/4/5 ساعت: 15:26
نوشتن مرا شاد می کند و تصمیم دارم امسال حسابی خودم را شاد کنم. پس این تعهدنامه را امضا می کنم:من، شهرزاد قصه گو متعهد می شوم به مدت یک سال هر روز دست کم 15 دقیقه بنویسم. تاریخ آغاز این پروژه از 18 اردیبهشت 1396 است. ابتدا تمرینات کتاب داستان نویسی را انجام می دهم و پس از آن قصه می نویسم. هر روز!نیاز...
روز 24
-
تاریخ: 1396/4/5 ساعت: 15:26
1695 کلمه در یک ساعت تا الان 40718 کلمه نوشته ام. یعنی اگر ظرف شش روز آینده روزی 1667 کلمه بنویسم، به پنچاه هزار کلمه خواهم رسید. تا جمعه وقت دارم. باید هر روز بنویسم. بعضی روزها باید بیشتر بنویسم چون این هفته، هفته شلوغ پلوغی است. خدای من... راستی راستی دارم رمان می نویسم. چه باحال
روز 25
-
تاریخ: 1396/4/5 ساعت: 15:26
[unable to retrieve full-text content]ساعت پنج صبج بیدار شدم تا بنویسم 1999 کلمه در 75 دقیقه رمانم الان 42717 کلمه است.
روز 22
-
تاریخ: 1396/4/2 ساعت: 8:32
غیب کبری داشتم. چون با انجام ماراتون تکلیف هفته سوم را انجام دادم، سست شدم و تنبلی کردم. البته سرم هم حسابی شلوغ بود. داستانم دارد ته می کشد. نمی دانم چطوری بیشتر آن را کش بدهم 1925xa0 کلمه در 70 دقیقه
روز هفتم
-
تاریخ: 1396/3/29 ساعت: 21:51
نوشتن مرا شاد می کند و تصمیم دارم امسال حسابی خودم را شاد کنم. پس این تعهدنامه را امضا می کنم:من، شهرزاد قصه گو متعهد می شوم به مدت یک سال هر روز دست کم 15 دقیقه بنویسم. تاریخ آغاز این پروژه از 18 اردیبهشت 1396 است. ابتدا تمرینات کتاب داستان نویسی را انجام می دهم و پس از آن قصه می نویسم. هر روز!نیاز...
روز هشتم
-
تاریخ: 1396/3/29 ساعت: 21:51
1905 کلمه در یک ساعت. دارد خوب پیش می رود. هرچند که شبیه به رمان نیست. در واقع دارم دو خاطره را بهم می چسبانم و سعی می کنم آن را به یک داستان تبدیل کنم. ببینم که چه خواهد شد
روز نهم
-
تاریخ: 1396/3/29 ساعت: 21:51
1690 کلمه در یک ساعت فکر می کنم کل داستان را فهمیدم. آره طرح اصلی را دریافت کردم. مسئله این است که چطور این داستان را به اندازه پنجاه هزار کلمه کش بیاورم؟ من در هفته اول باید 11669 کلمه می نوشتم و تا الان که روز نهم است پانزده هزار کلمه. ولی من تا الان فقط یازده هزار کلمه نوشته ام. یعنی چهارهزار کلم
روز دهم
-
تاریخ: 1396/3/29 ساعت: 21:51
1724 کلمه در 55 دقیقه روی غلتک افتاده ام. ولی از پروژه ام عقب هستم. امروز روز دهم است یعنی باید 16670 کلمه نوشته باشم، ولی من 13226 کلمه نوشته ام. یعنی 3444 کلمه عقب هستم. خب چطوری تا آخر هفته به 25 هزار کلمه برسم؟ اگر ظرف چهار روز آینده روزی 2528 کلمه بنویسم، به حد تعهدم می رسم. خدا را چه دیدی... ش
روز یازدهم
-
تاریخ: 1396/3/29 ساعت: 21:51
2537 کلمه در یک ساعت و 45 دقیقه خودم دارم از آنچه در داستان می گذرد لذت می برم. کاش راستی راستی چنین ماجرایی برایم پیش می آمد. وای چه خوب میشد.... یوهوووو 16688 کلمه شد. چقدر عقب هستم؟ 1649 کلمه از برنامه عقب هستم. اگر همینطور روزی 2528 کلمه بنویسم، ظرف دو روز آینده عقب افتادگی ام جبران می شود.
روز دوازدهم
-
تاریخ: 1396/3/29 ساعت: 21:51
[unable to retrieve full-text content]2557 کلمه در یک ساعت و نیم تعداد کل کلمات 19247 یعنی الان 700-800 کلمه عقب هستم. فقط. هوراااااا
روز سیزدهم
-
تاریخ: 1396/3/29 ساعت: 21:51
1774 کلمه. یک ساعت می دانم که از برنامه عقب هستم. خیلی در آرایشگاه معطل شدم. اشکال ندارد. فردا جبران خواهم کرد. چه داستان خوبی دارد می شود. خودم دارد خوشم می آید
روز چهاردهم
-
تاریخ: 1396/3/29 ساعت: 21:51
2582 کلمه در 90 دقیقه دارم کم می آورم. چطوری باید به همین اندازه داستان را کش بدهم. هرچند که هر روزxa0 دارد جالب و جالب ترxa0 می شود. خودم هم هر روز منتظرم ببینم قرار است چه اتفاقاتی پیش بیاید. هوووووه
روز پانزدهم
-
تاریخ: 1396/3/29 ساعت: 21:51
امروز روز ماراتون بود. باید 6000 کلمه می نوشتم. صبح ظهر شب. هر بار سه تا نیم ساعت با فاصله ده دقیقه و من این کار را کردم. صبح بقدر ذوق زده بودم که زود از خواب بیدار شدم و توانستم 10125 کلمه بنویسم. از تمام تکنیک های زیاد نوشتن هم استفاده کردم. حتی از تکنیک کپی کردن متن. وانمود کردم دارم کتاب راهنمای
روز هفدهم
-
تاریخ: 1396/3/29 ساعت: 21:51
نوشتن مرا شاد می کند و تصمیم دارم امسال حسابی خودم را شاد کنم. پس این تعهدنامه را امضا می کنم:من، شهرزاد قصه گو متعهد می شوم به مدت یک سال هر روز دست کم 15 دقیقه بنویسم. تاریخ آغاز این پروژه از 18 اردیبهشت 1396 است. ابتدا تمرینات کتاب داستان نویسی را انجام می دهم و پس از آن قصه می نویسم. هر روز!نیاز...
فصل هشت- لحن تشریفاتی
-
تاریخ: 1396/2/29 ساعت: 5:25
روزی گرم و تابستانی بود و مردم با عجله در ترافیک سنگین تهران رانندگی می کردند. بزرگراه همت مثل همیشه شلوغ بود. متاسفانه رانندگی در تهران منظم و باقاعده نیست. هر اتومبیلی سعی می کند از سایر اتومبیل ها جلو بزند و به این منظور از بستن راه دیگر اتومب